وقتی از کلاس اومدیم بیرون دیدم این کوچولو خوابیده وسط حیاط :)

راستی بگم از کلاس اون روز براتون

اهنگ سلطان قلبها رو برای استاد نواختیم استاد فرمودن به به آفرین

میخواستن ازمون فیلم بگیرن برای استوری 

دفعه ی اول که من زدم زیر خنده استاد گفت عه سه ثانیه دیگه صبر کرده بودی تموم شده بود

بعدش دوباره اومدیم بگیریم که مریم به قیافه من خندش گرفت اخه یه نُت رو  اشتباه زدم قیافم رو هم تغییر دادم میدونین که چطوری خخخخ

دیگه استاد گفت از خیرش گذشتیم 

یعنی منو مریم خندمون بگیره دیگه مگه به سادگی ها میتونیم نخندیدم ^___^

شما دوست دارین اهنگ سلطان قلبهارو بذاریم وبلاگ ؟؟